درباره وکالت معاضدتی چه می‌دانید؟

درباره وکالت معاضدتی چه می‌دانید؟

داشتن یک وکیل مجرب برای احقاق حق و دفاع از آنها در برابر یک دعوا و در منظر دادگاه، حق همگان است. طبق قانون اساسی ایران در همه دادگاه‌ها طرفین حق دارند تا برای خود وکیل انتخاب کنند و اگر نتوانند، باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم باشد. این اصل اشاره به وکیل تسخیری و وکیل معاضدتی دارد. اما وکیل کیست و چگونه می توان یک وکیل تسخیری داشت؟

وکالت معاضدتی چیست؟

وکیل معاضدتی - وکالت معاضدتی چیست؟

دادرسی عادلانه ایجاب می‌کند اصولی بر فرایند رسیدگی حاکم باشد تا این فرایند منجر به نتیجه‌ای مطلوب گردد. آیین دادرسی دارای مسائل پیچیده‌ای است که تشخیص و تسلط بر آنها برای اشخاص غیر حقوقدان، به سرعت و آسانی قابل تحقق نیست. انجام اقدامات متناسب به ترتیب و مهلتی که قانون مشخص می‌کند، لازمه اثبات حق است که از دایره‌ی توانایی افراد غیر متخصص خارج است. این وکیل است که با گردآوری ادله کافی قاضی را در کشف حقیقت یاری میکند. وکیل حرفه ای در تمامی محاکم حقیقت را از دید مصلحت موکل از نظر می‌گذراند و این دخالت زمانی مثمر ثمر است که حقیقت دعوا در قالبی که متضمن حقوق موکل است گنجانده شود. وکالت در لغت به معنای واگذاری امری به دیگری‌ست و وکیل کسی است که این نمایندگی را قبول میکند.امروزه عدم حضور یک وکیل حقوقی در دعاوی حقوقی، و وکیل کیفری در دعاوی کیفری باعث تضییع حقوق موکل خواهد شد.

زمانی که فردی در یک دعوای مدنی توانایی اخذ وکیل حقوقی و دفاع از خود را ندارد، می تواند اقدام به اخذ وکیل معاضدتی نماید چرا که از جمله حقوق اولیه و اساسی هر فرد حق داشتن وکیل است. همان طور که در اصل 35 قانون اساسی کشور ما  آمده: « در همه دادگاه‌ها طرفین دعوا حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند، باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد». قسمت اخیر اصل مذکور در خصوص استفاده از این حق برای کسانی است که توانایی تعیین وکیل را ندارند و در آن تصریح شده است که باید برای آن ها امکانات تعیین وکیل فراهم شود. به همین جهت نیز عدالت قضایی ایجاب می کند که تمام افراد با توان ملی کم نیز بتوانند از موهبت حضور یک وکیل پایه یکم دادگستری و استفاده از تخصص ایشان بهره گیرند و نگرانی ایی بابت مسئله حق الوکاله نداشته باشند.

مطابق ماده 23 قانون وکالت مصوب 1315 : “ وکلای عدلیه مکلفند همه‌ساله در سه دعوای حقوقی به‌عنوان معاضدت قبول وکالت نمایند و چنانچه موکل محکوم‌له واقع شود‌ حق‌الوکاله قانونی از آنچه که وصول شود به او پرداخته خواهد شد ـ پنج یک آن متعلق به کانون است.”

همچنین در ماده 24 همان قانون ذکر شده است:” کسانی که قدرت تأدیه حق‌الوکاله ندارند می‌توانند از کانون تقاضای معاضدت نمایند مشروط بر اینکه دعوی با اساس و راجع به شخص تقاضاکننده باشد ـ طرز تقاضا و سایر شرایط لازمه برای معاضدت قضایی را وزارت عدلیه به موجب نظامنامه معین خواهد نمود.”

 

وکالت تسخیری و معاضدتی چه تفاوتی با هم دارند

وکیل معاضدتی - وکالت تسخیری و معاضدتی چه تفاوتی با هم دارند

در پرونده های کیفری نیاز به حضور یک وکیل شدید تر احساس می شود و تقریبن واگذاری شاکی یا متهم در جرایم سنگین به حال خودشان و رسیدگی به پرونده ایشان در مورد جرایم سنگین و بدون وکیل کیفری، امری ناپسند و دور از عدالت است. کسانی که قدرت تأدیه حق‌الوکاله ندارند می‌توانند از کانون تقاضای معاضدت نمایند مشروط بر اینکه دعوی با اساس و راجع به شخص تقاضاکننده باشد ـ طرز تقاضا و سایر شرایط لازمه برای معاضدت قضایی را وزارت عدلیه به موجب نظامنامه معین خواهد نمود. طبق ماده ۳۸۴ قانون جدید آیین دادرسی کیفری ایران، در جرایمی که مجازات آن‌ها سلب حیات( مانند قتل عمد)، حبس ابد(مانند سرقت حدی در مرتبه سوم)و قطع عضو(سرقت) باشد، رسیدگی به اتهام فرد باید با معیت وکیل او در دادگاه انجام شود و در صورت عدم تمکن در تعیین وکیل دادگاه موظف است برای او وکیلی با توجه به سابقه کاری و تخصص حرفه‌ای معین کند. البته اگر در جرایم منافی عفت متهم از معرفی وکیل امتناع نماید، نیازی به تعیین وکیل از سوی دادگاه برای وی نیست. در مورد کودکان و نوجوانان متهم نیز اگر ولی یا سرپریت قانونی او وکیل معرفی ننماید یا وکیل او بدون دلیل موجه در دادگاه حضور نیابد نیز دادگاه می‌تواند برای وی وکیل معین کند.

زمانی که متهم وکیل خود را معرفی ننماید، مدیر دفتر شعبه، پرونده را به رئیس دادگاه ارسال میکند تا طبق مقررات برای او وکیل معین گردد.

بدین صورت که پس از احراز صلاحیت متهم برای اخذ وکیل، به کانون وکلای دادگستری مربوط به حوزه پرونده اعلام میدارد که برای این پرونده نیاز به وکیل وجود دارد. سپس کانون وکیل را انتخاب کرده و اطلاعات او را به دادگاه اعلام و مراتب تعیین وکیل را به خود وکیل ابلاغ می‌نماید.

پس در نتیجه آنچه مبرهن است آن است که وکیل تسخیری به پرونده های کیفری و وکیل معاضدتی به پرونده های مدنی و حقوقی ارتباط دارد و شروع رسیدگی پرونه های حقوقی منوط به حضور وکیل معاضدتی نیست.  تفاوت دیگر آن است که در وکالت تسخیری تمام  حق اوکاله پرداختی از صندوق، متعلق به وکیل می باشد اما برای وکیل معاضدتی به گونه ای دیگر ایت که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

نحوه گرفتن وکیل معاضدتی

وکیل معاضدتی - نحوه گرفتن وکیل معاضدتی

 نحوه اخذ این وکیل بدین صورت است که فرد به دادگاه اعلام میکند نیاز به وکیل دارد و نمی تواند خود به طور مستقل اقدام به اخذ وکیل نماید. در این شرایط، دادگاه با اعلام یه کانون وکلا وکیل معاضدتی مناسبی را بر آن پرونده و شخص نسب میکند و حق‌الوکاله او را از صندوق دادگستری تادیه می‌نماید. قابل ذکر است که تمام حق‌الوکاله اختصاص به شخص وکیل ندارد و کانون وکلای دادگستری نیز سهمی از آن می‌برد. برای مثال در دعوای حقوقی شما بر سر یک قرارداد، شما نمی توانید یک وکیل قرارداد حرفه ای را برای دفاع از خود اخذ نمایید. در اینصورت دادگاه این کار را برای شما انجام خواهد داد.

آیا وکیل معاضدتی اعتبار لازم برای گرفتن پرونده را داراست؟

وکیل معاضدتی - آیا وکیل معاضدتی اعتبار لازم برای گرفتن پرونده را داراست؟

مطابق ماده ۴۶ آیین‌نامه لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری، ارجاع پرونده معاضدتی به کارآموزان وکالت ممنوع است. علاوه بر آن،تمامی کسانی که پروانه وکالت آن‌ها در حالت تعلیق است و یا باطل شده است نیز حق انجام پرونده های معاضدتی را ندارند. با توجه به  این نکته،تمامی وکلای رایگانی که موسسه معاضدت کانون وکلا برای چنین پرونده هایی انتخاب می کند از اعتبار لازم برخوردار هستند. و از وکلای دادگستری و مورد اعتماد کانون هستند و هیچ نگرانی ای از بابت تخصص ایشان نیست. حتی بهترین وکیل در تهران نیز موظف به اخذ پرونده معاضدتی است.

شرایط دریافت وکیل رایگان چیست؟

پیشتر نیز به ماده 24 قانون وکالت مصوب 1315 اشاره کردیم. در این ماده شرایط دریافت وکیل رایگان بیان شده است.

شروط مربوط به متقاضی وکیل رایگان:

1- متقاضی توانایی پرداخت حق‌الوکاله را نداشته باشد

2- متقاضی شخصا ذینفع و ذی سمت در دعوا باشد

شرط ناظر بر دعوا:

شرط ناظر بر دعوا این است که دعوای مطروحه مستند به دلیل باشد و واهی یا واجد ایذا و اذیت برای طرف مقابل نباشد. در عین حال این شرط ناظر به زمانی است که خواهان متقاضی باشد. بنابراین شرط مذکور قابل تعمیم به خوانده نیست به عبارتی در فرضی که خوانده دعوا متقاضی معاضدت باشد ملحوظ داشتن این شرط موضوعا منتفی است.

 

آیا وکـــلای معاضدتی حق الزحمه یا حق الوکاله ای دریافت می کنند؟ 

وکیل معاضدتی - آیا وکـــلای معاضدتی حق الزحمه یا حق الوکاله ای دریافت می کنند؟ 

یکی از وظایف وکیل معاضدتی ، تنظیم وکالتنامه با موکل یعنی متقاضی معاضدت است. در ماده 23 این قانون مصرح است که چنانچه موکل محکوم‌له واقع شود حق‌الوکاله قانونی از آنچه وصول شود به او پرداخت می‌شود. به طور کلی  حق‌الوکاله وکیل معاضدتی مقید به دو شرط است:

1)  موکل محکوم‌له واقع شود

2)  محکوم‌به وصول شود.

بنابراین چنانچه موکل در دعوای مطروحه محکوم‌له واقع نشود یا بنا به دلایلی محکوم‌به، قابل وصول نباشد وکیل معاضدتی از دریافت حق‌الوکاله محروم خواهد بود. منظور از حق‌الوکاله قانونی حق‌الوکاله‌ای است که طرفین در قرارداد حق‌الوکاله تنظیمی به توافق رسیده‌اند. در عین حال در فرضی که حق‌الوکاله قابل وصول نباشد یا موکل محکوم‌له واقع نشود یا اینکه موکل خوانده دعوا باشد، محلی برای تامین آن پیش‌بینی شده است.

مطابق ماده 10 قانون تشکیل صندوق حمایت وکلا و کارگشایان دادگستری مصوب 1355 آمده است که هر سال مبلغی بابت حق‌الوکاله‌های تسخیری و معاضدتی در بودجه کل کشور پیش‌بینی و به کانون‌های وکلا پرداخت خواهد شد. در پایان باید گفت که وکیل از آنجا که بر اساس تکلیف قانونی معاضدت را قبول می‌کند در زمان تنظیم وکالت‌نامه بابت حق‌الوکاله چیزی از موکل دریافت نمی‌کند. همان‌گونه که ذکر شد وکیل معاضدتی با اجتماع شرایطی مستحق دریافت حق‌الوکاله است بنابراین شایسته نیست وکیل را مکلف به الصاق و ابطال تمبر مالیاتی بر روی وکالتنامه کنیم. مضافا این که وکالت معاضدتی از شمول ماده 103 قانون مالیات‌های مستقیم که وکیل را مکلف به پرداخت مالیات از طریق ابطال تمبر مالیاتی نکرده است، خروج موضوعی دارد.

 

آیا وکیل معاضدتی می‌تواند از قبول وکالت در پرونده خودداری کند یا مکلف به قبول پرونده است ؟

همانطور که در ماده 31 قانون وکالت تصریح شده است، وکلا باید وکالت معاضدتی را که از طرف کانون به آن ها ارجاع می‌شود قبول کنند و همچنین در ماده 33 این‌ قانون قید شده است که وکلای دادگستری مکلفند هر سال در سه دعوای حقوقی به عنوان معاضدت قبول وکالت کنند. بنابراین پذیرش آن برای وکلا تکلیف قانونی است و عدم پذیرش آن یا احساس مسئولیت نکردن در قبال وکالت معاضدتی و اهمال در انجام وظیفه تخلف انتظامی برای وکیل محسوب می‌شود. باید دقت داشت که گرچه وکالت عقد جایزی است و وکیل هر وقت اراده کند می‌تواند استعفا دهد لکن این قاعده در وکالت معاضدتی وجود ندارد زیرا قبول معاضدت، تکلیفی است که قانونگذار به وکیل واگذار کرده است. در عین حال با استناد به جایز بودن عقد وکالت موکل می‌تواند وکیل خود را عزل کند ولی برای جلوگیری از دور و تسلسل باید پذیرفت که موکل دیگر حق استفاده از وکیل معاضدتی را نخواهد داشت. نکته‌ای که از نظر نباید دور بماند این است که در صورت معرفی وکیل از سوی موکل، وکالت معاضدتی مرتفع می‌شود. 

نظری دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این را به اشتراک بگذارید

کپی لینک در کلیپ بورد

کپی